درمان قطعی و همیشگی افسردگی، وسواس و استرس و اضطراب | بدونه قرص و دارو
درمان قطعی و همیشگی افسردگی، وسواس و استرس و اضطراب | بدونه قرص و دارو

درمان قطعی و همیشگی افسردگی، وسواس و استرس و اضطراب | بدونه قرص و دارو

راهی برای تغییر زندگی شما

شما نجار زندگی خود هستید

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. یک روز

اوبا صاحب کارخود موضوع را در میان گذاشت; پس از

روزهای طولانی و کارکردن و زحمت کشیدن حالا او به

استراحت نیاز داشت و برای پیداکردن زمان این استراحت

میخواست تا اورا از کار بازنشست کند.

صاحب کار او بسیارناراحت شد و سعی کرد اورا منصرف کند

اما نجاربرحرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

صاحب کاردرحالی که باتاسف با این درخواست موافقت می کرد

از او خواست تا به عنوان آخرین کارساخت خانه ای را برعهده

بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی پذیرفت, درحالی که دلش چندان به

این کار راضی نبود پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی

اوصورت گرفته بود.

برای همین به سرعت مواداولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت

 وبا بی دقتی به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر

 رسیدن به استراحت کار را تمام کرد. اوصاحب کار را از اتمام

 کار باخبر کرد.

صاحب کار برای دریافت کلید آخرین کار به آنجا آمد.

زمان تحویل کلید صاحب کر آن را به نجار بازگرداند و گفت این

خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خطر سال ها همکاری.

نجار یکه خورد و بسیار شرمنده شد. درواقع اگر او می دانست که

خودش قرار است دراین خانه ساکن شود لوازم و مصالح بهتری

 برای ساخت ان به کار می برد. یعنی کار را به صورت دیگری

 پیش می برد.

این داستان زندگی ماست

ما زندگیمان را می سازیم

هر روز می گذرد

گاهی کمترین توجهی به آنچه که می سازیم نداریم پس در اثر یک

 شوک و اتفاق غیر مترقبه می فهمیم که مجبوریم در همین ساخته

ها زندگی کنیم.
اگرچنین تصوری داشته باشید تمام سعی خود را برای ایمن کردن

 زندگی خود می کنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی

بازسازی آنچه ساخته ایم ممکن نیست. شما نجار زندگی خود

هستید و روزها چکشی هستند که بریک میخ از زندگی شما کوبیده

 می شوند. یک تخته در آن جای می گیرد و یک دیوار برپا

می شود.
 مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.

آگاهی , عشق و آرامش

آگاهی , عشق و آرامش

به اندوه خود لبخند بزن!

حتی باوجود همه ی سختی های زندگی, باز باید توان آن را داشته باشیم که (( لبخند ))

را از لبانمان دور نکنیم. یکی از دوستانم پرسید: (( چگونه می توانم لبخند بزنم,

درحالی که وجودم آکنده ازاندوه است؟! )) به او گفتم :

(( به اندوه خود لبخند بزن; زیرا ما از اندوه مان بزرگ تریم .))

انسان به تلویزیونی می ماند که هزاران شبکه دارد. اگر شبکه ی (( بصیرت )) را

روشن کنیم, روشن می شویم. اگر شبکه ی (( اندوه )) را روشن کنیم, اندوه می شویم.

اگر شبکه ی (( لبخند ))

را روشن کنیم , لبخند می شویم. ما نباید تنها یکی از شبکه های وجودمان را تماشا

کنیم . ما بذر همه ی استعدادهای خارق العاده را  درخود داریم, فقط باید همت کنیم و

آنها را به فعلیت برسانیم. ما باید ارباب وجود خویشتن خویش شویم.

ادامه مطلب ...

بامن بخوان



از فردا فصل جدیدی در زندگی من شروع میشه...

 

هفته ای کامــــــــــلا متفاوت

 

                       فردی کامــــــــــــلا متفاوت

 

زانو نخواهم زد

 

حتی اگر آسمان کوتاه تر از قد من باشد ...