درمان قطعی و همیشگی افسردگی، وسواس و استرس و اضطراب | بدونه قرص و دارو
درمان قطعی و همیشگی افسردگی، وسواس و استرس و اضطراب | بدونه قرص و دارو

درمان قطعی و همیشگی افسردگی، وسواس و استرس و اضطراب | بدونه قرص و دارو

راهی برای تغییر زندگی شما

افتخارات زودگذر!

غرور و تعصب

آدم‌های موفق در زندگی فرصتی برای حسرت‌خوردن و تماشای فخر و غرور دیگران ندارند

 

اگر امروز کسی با غرور و فخرفروشی به شما بگوید در خانه یا مغازه خود رادیویی دارد که با آن می‌تواند ایستگاه‌های رادیویی مختلفی را بگیرد و راس ساعت‌های مشخص اخبار گوش کند، آیا پزدادن او را جدی می‌گیرید و به او حق می‌دهید برای داشتن این رادیو احساس برتری و بزرگی کند؟ معلوم است که نه! چون در حال حاضر داشتن رادیو مزیتی برای هیچ‌کس محسوب نمی‌شود و تقریبا همه ماشین‌ها، حتی آن‌هایی که در رده پایین‌ترین مدل‌ها قرار می‌گیرند، هم یک رادیو دارند و بیشتر گوشی‌های موبایل هم می‌توانند دست‌کم با اتصال هدفون به‌راحتی ایستگاه‌های رادیو را بگیرند؛ بنابراین چیزی که این‌قدر دست‌یافتنی و همگانی است، جایی برای فخر و مباهات ندارد.  ولی آیا می‌دانید حدود پنجاه‌شصت سال پیش داشتن همین رادیو در منزل جزو افتخارات بزرگ محسوب می‌شد و بسیاری از افراد به‌خاطر نداشتن آن احساس سرشکستگی و کمبود می‌کردند؟ 

ادامه مطلب ...

با تغییر افکار، زندگی‌تان را بسازید!

 

LOGO

ما همان افکارمان هستیم، اگر نتوانیم افکارمان را تغییر دهیم نمی توانیم هیچ تغییر دیگری ایجاد کنیم. شما قطاری از افکار دارید که هنگام تنهایی، سکوت و زمانی که غرق در افکارتان هستید سوار آن می شوید. ارزشی که برای خودتان قایل هستید و شادی هایی که در زندگی دارید همه بستگی به جهتی دارند که قطار به آن سو در حرکت است.

اگر واقعا می خواهید در زندگیتان تغییری ایجاد کنید باید ابتدا ذهن و افکارتان را تغییر دهید و آن را از هر نوع تفکر آزاردهنده ای که شما را به عقب می راند پاک کنید. در این مطلب به شما کمک می کنیم بتوانید ذهنتان را آزاد کرده و تغییرات دلخواهیتان را در زندگی ایجاد کنید.
 
ده روش برای تغییـر فکر

ادامه مطلب ...

مهارت های زندگی

 باران که می بارد همه پرنده ها به دنبال سر پناهند.

اما عقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتر از ابرها پرواز می کند .

این دیدگاه است که تفاوت را خلق می کند .

حکایت زندگی

با یاد او

حکایت زندگی

 

یکی بود . . . یکی نبود . . .

غیر از منم هیچ کس نبود.

هیچ کس هیچ کس که نه ! . .

 

کسانی بودند که صحبت از "بودن" در زندگی را نجوا می کردند. 

روزی، روزگاری همه ما مثل هم فکر می کردیم و مثل هم . . . خیلی کارهای دیگر می کردیم.

سرزمین روزانه ما، فقط به اندازه تمام گذشته ما بود و اصلاً خبری از این لحظه و حال نبود.

 

آن سرزمین به وسعت تمام حقیقت من و اجداد من گسترده بود و در آن بی نهایت ناشناخته پدیدار می شد.

گاهی اوقات شتاب زده به دنبال آینده ای مبهم می دویدیم و به درهای بسته ای می رسیدیم اما آنجا، جایی نبود که واقعاً می خواستیم.

 

لحظاتی در زندگی وجود دارد که تو در یک " آن " متوجه سرزمینهای دیگر می شوی که در گذشته تجربه نکرده بودی، و آن!

 

عالم اسبهای سفید

 

اسب سفیدِ اصیلِ، وحشی و زیبا مثل همیشه سریع و نرم در حرکت بود اما بدون سوارکار ماهر !!!

سوار کار هم مشغول مشکلات، غمها، لذتها و لحظاتی بود که در قهر، جدایی و خاموشی می گذشت و می گذشت.

 

اسب سفید با تمام توان از جنگلها، دشتها، باتلاقها و چراگاههای متفاوتی عبور می کرد و عبور . . .

و بسوی ناشناخته هایی چون آب وحشی، رودخانه جاری و دریای آرام در حرکت بود ولی همچنان بی هیچ سوارکار

یا رام کننده ای.

شاید این تنها بودن اسب سفید و تنها تر بودن سوارکار، زندگی را ناپدید کرده بود.

ولی اتفاقی عجیب افتاد، خیلی عجیب ! . . .

در یک " آن " سوار کار، اسب را یافت و با جهشی روی آن سوار شد.

 

سوار کار تنها لحظاتی قادر نبود خود را بر روی اسب حفظ کند تا اینکه به سرعت، رام کردن اسب وحشی را به یاد آورد؛

چون او سوارکاری را آموخته بود، فقط مدتی آن را فراموش کرده بود.

 

مثل تمام قصه های حقیقی، اسب و سوارکار به هم پیوستند و دیگر هیچ کدام تنها نبودند و در سرزمینی کهن و زیبا

به اسم " حیات " زندگی را ادامه دادند؛ گویا آنها " هسته " سیب را یافته بودند و فقط دوباره هسته را کاشتند

و سرودن ادامه یافت.

 

بالا رفتیم او بود

پایین اومدیم او بود

 

ای نور چشم من سخنی هست گوش کن              تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن

                                                                                                                       (حافظ)

تو شاهکار خلقتی

تو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکن
بر بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش.زیبا و زشتش پای توست.تقدیر را باور نکن
تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی.از نو دوباره رسم کن.تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید.پرواز کن تا آرزو . زنجیر را باور نکن

دست

دست همیشه برای زدن نیست...

کار دست همیشه مشت شدن نیست...

دست که فقط برای این کارها نیست...

گاهی دست میبخشد...

نوازش میکند... احساس را منتقل میکند...

گاهی چشمها به سوی دست توست...

دستت را دست کم نگیر...

Mohammad janblaghy